الفيض الكاشاني
مقدمهء مصحح 20
نقد الأصول الفقهية ( طبع كنگره فيض )
الثّاني ) القول في السّنّة 4 . خبر متواتر آن است كه جماعتى از آن خبر دهند به گونهاى كه بنفسه إفادة علم به صدق آن داشته باشد . شرط تواتر آن است كه : - خبردهندگان به حدّى باشند كه تواطؤ بر كذب از سوى آنان ممتنع باشد ؛ - علم آنان مستند به حس باشد ؛ - تمام مراتب خبردهندگان أعم از ابتدأ ، انتها وأواسط ، داراى شرط تعدّد رواة مذكور در شرط اوّل باشند ؛ - شنونده داراى سابقة ذهني منفى نسبت به مفاد خبر نباشد . فيض ، هم امكان وهم وقوع خبر متواتر را مىپذيرد . 5 . شأن خبر واحد ، بنفسه إفادة علم نيست . لكن به انضمام قرائن ، إفادة علم مىكند . همچنين تعبّد به خبر واحد عارى از قرائن مفيد علم ، عقلًا جائز است واظهر ، وقوع تعبّد بدان است . 6 . در خصوص عمل به خبر واحد ، درصورتيكه مقترن به مواردى كه سبب حصول ظن به صدق مضمون آن نباشد ، شرط است كه راوي در حال روايت ، مكلف ، مسلمان ، عادل ، ضابط ومؤمن باشد . 7 . نحوة شناخت عدالت وجرح راوي ، به واسطة اختبار از طريق همنشينى با شخص ، اشتهار در ميان علماء وأهل حديث ، شهادت قرائن كثيره وتزكيه وجرح از سوى فرد عادل كه علم بدان داشته باشد مىباشد . وأقرب آن است كه شهادت فرد واحد در اين خصوص كفايت مىكند . 8 . طرق تحمل حديث شش مورد است : 1 - سماع از شيخ ؛ 2 - قرائت بر شيخ ؛ 3 - سماع به قرائت غير ؛ 4 - اجازه ؛ 5 - مناوله ؛ 6 - مكاتبه . وبهترين طريق ، مورد اوّل است كه چنانچه با مورد دوم همراه شود أقوى